بهار باران
دختر گلم
چند روز اخیر کمی به مهدت علاقه مند شدی تو مهد جشن فارغ التحصیلی میگرفتن که شما هم شرکت کردی و با کلاه و شنل عکس گرفتی به قول خودت لباس دانشمندا رو پوشیدی و یه نقشه روبان زده ( منظورت اون مدرک که میدن دستت فارغ التحصیل ها ) هم دستت دادن خلاصه اینکه 10 روزه رفتی مهد و فارغ التحصیلم شدی
از احوالات شما داداشتم : که هومان تا صدای شما رو مشنوه میخنده و شما هم نازش میدی پسرم ، عسلم ، خوردنی البته گاهی هم از ماچهای محکمت به گریه میافته .

چند وقتیه که عاشق آهنگ فیلم پاپیون شدی و همش گوش میکنی خدا به داد برسه من تو 17 هیجده سالگی به این جور آهنگها علاقه مند شدم شما تو چهار سالگی . تو ماشین هم تا 5 شیش بار آهنگ آرش و هلنا ( بروکن انجل ) رو گوش نکنی رضایت نمیدی ما چیزی گوش کنیم .
اردیبهشت و هوا بهاریه و گلهای زیبای مجتمع باز شدن 
بقیه عکسها رو در ادامه مطلب مشاهده بفرمایید
بهار در مجتمع


پسرک تمییزم بعد از حمام

هورااااا بعد حموم چقد لالا میچسبه

پارک مهنور

باران و دوستانی که تو پارک پیدا کرده بود طاها و پارمیس به قول خودش ( طاهان و بارمین )




بهار باران 



